در شگفتم
دیدار است.
در شگفتم از مردمی كه خود در زنجیر اسارت و ستم به سر می برند ، اما بر حسینی می گریند كه آزادانه زیست
و آزادانه مرد...!(دکتر شریعتی)
جملات قصار از بزرگان
شریعتی می گوید:
نمى دانم از او چه بگويم ؟ چگونه بگويم؟
خواستم از "بوسوئه" تقليد كنم، خطيب نامور فرانسه كه روزى در مجلسى با
حضور لوئى، از "مريم" سخن مى گفت. گفت، هزار و هفتصد سال است كه همه
سخنوران عالم درباره مريم داد سخن داده اند. هزار و هفتصد سال است كه همه
فيلسوفان و متفكران ملت ها در شرق و غرب، ارزشهاى مريم را بيان كرده اند.
هزار و هفتصد سال است كه شاعران جهان، در ستايش مريم همه ذوق و قدت خلاقه
شان را بكار گرفته اند. هزار وهفتصد سال است كه همه هنرمندان، چهره
نگاران، پيكره سازان بشر، در نشان دادن سيما و حالات مريم هنرمندى هاى
اعجازگر كرده اند. اما مجموعه گفته ها و انديشه ها و كوششها و هنرمنديهاى
همه در طول اين قرنهاى بسيار، به اندازه اين يك كلمه نتوانسته اند عظمت
هاى مريم را باز گويند كه:
"مريم مادر عيسى است".
و من خواستم با چنين شيوه اى از فاطمه بگويم، باز درماندم:
خواستم بگويم:
فاطمه دختر خديجه بزرگ است.
ديدم كه فاطمه نيست.
خواستم بگويم كه: فاطمه دختر محمد(ص) است.
ديدم كه فاطمه نيست.
خواستم بگويم كه: فاطمه همسر على (ع) است.
ديدم كه فاطمه نيست.
خواستم بگويم كه: فاطمه مادر حسنين است.
ديدم كه فاطمه نيست.
خواستم بگويم كه: فاطمه مادر زينب است.
باز ديدم كه فاطمه نيست.
نه، اينها همه هست و اين همه فاطمه نيست.
فاطمه، فاطمه است.